ميرزا محمد حيدر دوغلات

383

تاريخ رشيدى ( فارسي )

مقصود كه اين چنين دست انعام و كف سخاوت را گشاده داشت تا تمام مردم رجوع به وى كردند . در خلال اين احوال به ملازمت دوست محمد خان ابن ايسان بوغا خان ، به آقسو و مغولستان رفت . دوست محمد خان او را نيك معزز داشت ( 168 ر ) ، خواهر خود را به وى در عقد نكاح بست و رخصت مراجعت ارزانى داشت و شرح اين احوال ، تطويل دارد و تفصيل آن اصل مقصود را محجوب مىگرداند و بالجمله ياركند كه از قصبات معتبره كاشغر است چار روزه راه است ، امروزه دار الملك كاشغر ، ياركند است ، آن را به هر چگونه كه بود به دست آورد . چنان شد كه در ملازمت وى سه هزار كس كه ملخص سى هزار كس بود مجتمع گشتند . چون جمعيت او به اين حدود رسيد طبل علا را بر علانيه زد و كوس استقلال را به دول دعوى فرو كوفت . محمد حيدر ميرزا بر سر وى به جمعيت سى هزار از پياده و سوار رفت منهزم بازگشت و التجا به يونس خان كه ابن خالش بود برد ، خان هم ميرزا ابابكر را سهل پنداشت ، تمام لشكر خود را نياورد . سى هزار مرد مسلح به همراه خود گرفته آمد . محمد حيدر ميرزا بار ديگر ترتيب لشكر به آنچه ميسر بود مرتب كرده متوجه شد . اين مرتبه نيز در قلعه ياركند برآمد . سه هزار مرد گزين ، اين هر دو لشكر را در هم شكست . يونس خان و ميرزا حيدر هر دو شكسته به كاشغر آمدند و خان به مغولستان گذشت . سال ديگر خان به تمامت جمعيت خود متوجه شد ، محمد حيدر ميرزا نيز بار ديگر آنچه ممكن بود سامان لشكر خود ساخته متوجه گشتند . « 1 » اين مرتبه ميرزا ابابكر نيز اسباب خود را از آنچه بود بهتر و بيشتر ترتيب داد و استحكام سواران خود را با پياده‌هاى جلد تيرانداز مستحكم ساخته بر شيوه اول و ثانى به مصاف اشتغال نمود . چون مردم او دو مرتبه داير شده بودند از پيشتر بيشتر تجلد نمودند . لشكر به آن كثرت را به سهولت هزيمت دادند . خان و محمد حيدر ميرزا بار ديگر شكسته به كاشغر آمدند . اين بار بودن محمد حيدر ميرزا در كاشغر ( 168 پ ) متعذر شده محمد حيدر ميرزا و اتباع وى به خانه كوچ همراه يونس خان به آقسو رفتند و ميرزا ابابكر در تمام ممالك كاشغر

--> ( 1 ) . نگ : - محمد حيدر ميرزا نيز . . . گشتند .